تبليغاتX
اندیشه آزاد

نمی دونم چی بنویسم هر چی دلم می خواد چیزی بنویسم میبینم دستم روی کیبورد نمیره از بس که

بی عدالتی میبینی و نمی تونی کاری انجام بدی فقط توی اتاقت نشستی کنار بخاری و شکم پر بعد

می خوای از گرسنگی از بی خانمانهایی که در این سرمای وحشتناک در خیابانها هستند بدون اونکه

واقعا احساس اونها رو درک کنی.

خبری رو خوندم که شوکه شدم یک پدر همراه پدرش دختر نوجوان خودش رو در سیستان سنگسار کرد

نمی دونم از این پدروعملش خشمگین و ناراحت باشم یا از دین و آیینی که این اجازه رو به پدری می دهد

که فرزند خود را اینگونه که حتی هیچ حیوان وحشی این کار را با فرزندش انجام نمی دهد مجازات کند

خشمگین و ناراحت بشم بعد صدای دولت ایران در می آید که میگوید به دولت هلند به دلیل ساخته شدن

و نمایش فیلمی در مورد قرآن که در آن تصویری خشن ارائه میدهد اعتراض داریم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 1:12  توسط وحید  | 

با  رفتن به سایت زیز می توانید در نظر سنجی که توسط انجمن پژوهشگران ایران انجام میشود شرکت کنید
www.aciiran.com
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 2:57  توسط وحید  | 

یکی از مشکلاتی که در جوامع امروزی وجود دارد پرستش سخن و کلماتی هستند که دیگران در ذهن

خود ساخته اند و ما بدون آنکه به اصل توجه کنیم شروع کردیم پرداختن به سخنان آنها و در تمام دوران

متفکرین و فلاسفه و دانشمندترین و زیرک ترین الهیون دچار این اشتباه شده اند که ساخته های صرفا

کلامی خود را با حقایق عوضی گرفته اند و یا دچار اشتباه بزرگتر این تصور شده اند که نمادها را واقعی

تر از آن چیزهایی هستند که تجسم کرده اند از این رو بود که بودا گفته بود که حقیقت را نباید موعظه

کرد و هر کس خود باید آنرا درک کند.

متاسفانه یکی از مشکلاتی که همچنان در جوامع امروز وجود دارد به جای واقع گرایی به صورتی

ستایشگرانه و حتی جنون آمیز به این نمادها و ساخته های کلامی بشر پا می فشاریم و به آن ایمان

می آوریم که نتیجه آن این است که با کمال خونسردی و به مدت طولانی مر تکب اعمالی شده ایم

که حیوانات وحشی برای لحظاتی کوتاه و در زمان اوج خشم دیوانه وار یا هوس و یا ترس  خود قادر

 به انجام چنین اعمالی هستند.                                                                                       

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 22:35  توسط وحید  | 

جدیدا از طریق ایمیل مطلبی با عنوان برنده شدن در یک قرعه کشی با مبالغی بالا برای یکی از دوستانم آمده بود و دوستم با خوشبینی سیصد و پنجاه هزار تومان به یک حساب در خارج از کشور واریز کرد اما خوشبختانه بیشتر از این فریب نخورد و متوجه کلاهبرداری شد و بعد از چند روز در یک روزنامه خوانده بود که سر دیگران میلیونی کلاه گذاشته بودند و از من خواست این مطلب را در وبلاگم قرار دهم تا دیگران فریب نخورند 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 0:22  توسط وحید  | 

همیشه گفته شده است که اگر می خواهی چیزی را برای درست کردن آغاز کنی ابتدا از خود سازی شروع کن

یکی از مشکلاتی که در جامعه ما وجود دارد این است که نمی خواهیم قبول کنیم که مشکل از خود ماست و باید

ابتدا خودمان را اصلاح کنیم و بعد شروع به حل مشکلات کنیم.

در هر کشوری حکومت برخواسته از جامعه می باشد اگر می بینیم که در کشورهای دموکراتیک آزادی و دموکراسی واقعی و آزادی بیان و اندیشه وجود دارد به خاطر این بوده است که مردمان آن کشورها برای

آن مبارزه کردند وگرنه حق دادنی نیست و گرفتنی است.

اگر ما خودمان را درست کنیم حکومت که برخواسته از جامعه است مجبور به اصلاح خود می شود و اگر

خودمان را اصلاح نکنیم هر حکومتی که بیاید همین آش و همین کاسه است.

ما ایرانیها چه در داخل وچه در خارج هنوز مفهوم آزادی و احترام به حقوق و عقاید یکدیگر را یاد نگرفتیم

ما حتی در خانواده های خودمان به عقاید یکدیگر احترام نمی گذاریم و اجازه ابراز عقاید و یا مخالفت با

حرفهای پدر یا مادر خود را نداریم چطوری توقع داریم که حکومت برایمان ارزش قائل شود ویا

به طرز رانندگی در شهر نگاه کنیم ما هنوز مفهوم خط عابر پیاده رو نمی دانیم و به حقوق ابتدایی دیگران احترام  نمی گذاریم ویا به ایرانیهای خارج از کشور نگاه کنیم یک عده که به همدیگر توهین و فحاشی می کنند و خودشان را به اصطلاح اپوزوسیون می نامند و یک عده که خود در ناز ونعمت زندگی می کنند و از این رژیم حمایت می کنند و وقتی می گوییم که اگر از این رژیم راضی هستید پس چرا در خارج از ایران زندگی می کنید و برگردید به این رژیم کمک کنید می گویند که ما عادت کرده ایم و نمی توانیم برگردیم .

آیا با این مشکل فرهنگی می شود توقع داشت که یک حکومت دموکراتیک در ایران بر سر کار بیاید.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 23:52  توسط وحید  | 

سالها چه زود می گذرند انگار دیروز بود که دانشجویان ریخته بودند بیرون و به صورت خیلی آروم و به دور از هر گونه خشونت تنها اعتراض به حقوق ضایع شده خود پرداخته بودند و می خواستند

آزادانه به بیان افکار خود بپردازند و می بینی چگونه مورد غضب رژیم قرار می گیرند که با ترس

فراوان به سرکوب وحشیانه دانشجویان بدون دفاع می پردازند.

واقعا سخته بخوام از لحظه ای بنویسم که داشتم درسهای دوران دبیرستان رو تمام می کردم و فقط شنیده

بودم  که دانشجویان برای اینکه صدای خودشون رو به گوش حکومتیان برسونند مجبور شدند دست به اعتراض

بزنند.

اما وقتی که بزرگتر می شی واقعیتها رو می بینی با شکنجه هایی که باورت نمی شه آشنا می شی و می فهمی که گفتن عقاید جرم حساب می شه و باید سالها به خاطر آن زندون و شکنجه رو تحمل کنی و با عزت ابراهیم نژاد آشنا می شی که در این حادثه کشته می شه و هنوز قاتل یا قاتلین اون مشخص نمی شن با منوچهر و اکبر محمدی آشنا می شی که چه شکنجه ای رو به خاطر آنکه من و تو با واقعیتهای این رژیم آشنا شیم تحمل کردن و می بینی در کمال نا جوونمردی اکبر جون خودش رو فدای راهش می کنه با باطبی آشنا می شی که فقط به خاطر بلند کردن و نشون دادن پیراهن غرق در خون رفیقش باید سالها رنج زندون و شکنجه و دوری از خانوادش رو تحمل کنه و مطلع می شی چندین دانشجو از درس محروم می شن.

به خودمون نگاه می کنیم.... نه....نه نمی تونیم این حوادث رو ببینیم و ساکت بشینیم باید بلند شیم باید به این رژیم ثابت کنیم جنبش مردمی خاموش نیست و تنها آتش زیر خاکستر است و به زودی شعله های خشم مردمی رو خواهند دید.                                                                                

 

 

 

 

                                                                              

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 2:28  توسط وحید  | 

این یکی از افرادی است که به وسیله ماموران انتظامی رژیم جمهوری اسلامی فقط برای نمایان بودن مقداری از موی سرش مورد ضرب وشتم در میدان هفت تیر قرار گرفته است .

تا کی می توان نشست و سکوت کرد؟

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 3:0  توسط وحید  | 

وقتی اندیشه آقای مطهری نسبت به حکومت را بررسی می کنیم اشکالاتی را می بینیم .

 ایشان یا با کلمه جمهوری آشنایی کافی نداشته اند یا اصلا به جمهوری اعتقادی نداشته بلکه فقط به حکومت اعتقاد داشته اند چونکه جمهوری یکی از ارکان مهمی که دارد دموکراسی یعنی حکومت مردم بر مردم که با رای مستقیم مردم انتخاب شده باشند و در جمهوری با آنکه فردی به اتفاق اکثریت به مقام دولتی می رسد اما حقوق اقلیت احترام دارد و باید رعایت شود و اقلیت ارزش دارند و جزئی از جامعه حساب می شوند.

آقای مطهری گفته اند که دموکراسی با مذهب هیچ منافاتی ندارد و می تواند دموکراسی دینی وجود داشته باشد

و حکومتی می تواند ایدئولوژی هم داشته باشد که دنبال کند اینجا چند سئوال به وجود می آید

1-  دموکراسی دینی در مورد افرادی که مذهب آنها با اکثریت تفاوت دارد چه حقی را در جامعه قائل می شود

و آیا می توانند با پوشش غیر اسلامی وارد جامعه بشوند و یا افرادی که هیچ دینی را ندارند چه حقی دارند و یا

ادیان دیگر می توانند آزادانه تبلیغ دین خودشان را بکنند؟

2- حکومتی که به دنبال یک ایدئولوژی است آیا این با عقل و یا با منافع ملی آن کشور در تضاد است و آنرا زیر سئوال می برد یا خیر؟

3- اگر دولتمردان به وسیله رای مستقیم مردم انتخاب می شود پس نقش ولایت فقیه که ایشان به آن اعتقاد دارند

چیست ؟

هم اکنون جمهوری دینی که به وسیله این افراد در این کشوربه وجود آمده را مشاهده می کنیم آیا به مدینه فاضله ای که در نظر داشته اند رسیدیم آیا مردم حق انتخاب شخصی ترین چیز یعنی نوع لباس پوشیدن را دارند آیا مردم می توانند مسئولین خود را مورد بازخواست قرار دهند بدون آنکه تحت تعقیب قرار بگیرند آیا افراد مذاهب مختلف راحتی و آسایش دارند .

 دموکراسی دینی را مشاهده کردیم و نتیجه می گیریم که دموکراسی هرگز نمی تواند با هیچ دینی مخلوط شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:0  توسط وحید  | 

وقتی در جامعه هستی از گوشه و کنار می شنوی که مردم از این حکومت ناراضی هستند و دوست دارند

که این حکومت تغییر کند که وقتی به این افراد گفته می شود که چرا انقلاب کردید و این حکومت را انتخاب کردید در پاسخ گفته می شود فریب خوردیم .

ابتدا باید سئوال کنیم که آیا خواستار اشتباه مجدد هستیم یا نه و اگر نمی خواهیم این اشتباه تکرار شود آیا شعور

سیاسی در جامعه به وجود آمده است و می دانیم دموکراسی و حقوق بشر و جامعه مدنی چیست و وظیفه ما در این نوع حکومت که بر پایه دموکراسی واقعی به وجود آمده است چیست؟

یکی از اشتباهاتی که رژیم قبلی مرتکب شده بود اجازه رشد سیاسی را با خفقان و سرکوب نداده بود و اگر مردم

راجع به انقلاب مشروطه و دوران قاجار و دلایل به وجود آمدن انقلاب مشروطه آگاهی بیشتری داشته بودند

و می دانستند در دوران حکومت قاجار روحانیون قدرتی  بسیار داشته اند و به خاطر این روحانیون بود که

کشور قطعنامه های ننگینی مانند ترکمنچای و گلستان را متحمل شد هرگز راضی نمی شدند حکومتی با

رهبری روحانیون به وجود آید.

پس باید ابتدا شناخت از انواع مختلف حکومت و سیاستهای گوناگون به وجود آید تا مردم با دیدی باز و آگاهانه

وبا احساس مسئولیت حکومت مورد نظر خود را انتخاب کنند و نه با احساس.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:43  توسط وحید  | 

از این به بعد برای لباس پوشیدن باید از قانون گذاران اجازه بگیریم برای اینکه خودمان یاد نگرفتیم چگونه و چه نوع لباسی را انتخاب کنیم و بپوشیم .

به نظرم حکومت نگرانی از نوع لباس پوشیدن ندارد بلکه این یک حجاب سیاسی است تا از این طریق زنان را در جامعه بیشتر محدود کنند و اگر به این خواسته آنها عمل شود زمینه را برای فشار بیشتر بر زنان فراهم می کنند. باید به آنها با نوع لباس پوشیدن مخالفت خود را نسبت به وجود این قانون نشان دهیم و بگوییم نحوه پوشش یک امر شخصی است و به حکومت مربوط نمی شود.

این قانون یک توهین به جامعه ایران محسوب می شود زیرا زنان را مایه فساد و مردان را شهوتران به حساب

می آورد
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 4:9  توسط وحید  | 

خبر واقعا شوکه کننده بود باور کردنش بسیار سخت است یک جوان اسلحه ای را بر می دارد و دوستانش را به قتل می رساند .

وقتی عکسهای کشته شدگان را می بینی نا خودآگاه اشک در چشمانمان جمع می شود جوانانی که بیگناه کشته

شده اند فقط برای یک خشم کنترل نشده و بعد قاتل که یک جوان مثل آنها بود خودکشی می کند خانواده هاشون

را نگاه می کنی که با امید های فراوان فرزندان عزیزشان را برای آینده ای بهتر به دانشگاه فرستاده بودند

اما دیگر آنها نیستند.

تنها چیزی که می توانیم بگوییم تسلیت برای این حادثه وحشتناک به خانواده کشته شدگان است و اینکه ما را در غم خودشان شریک بدانند و امیدوار باشیم با کالبد شکافی این حادثه از وقوع این حادثه در آینده جلوگیری شود.  
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 4:7  توسط وحید  |